Saturday, August 06, 2005
آدمها
آدمها دو دسته اند
یه سری خوبن یه سر بد
اون دسته ای که قلبشون خوبه چه دلی رو بشکونن چه نشکونن بازم خوبن
چون کسی که "خوب" باشه دلی رو از قصد نمی شکونه
پس حتما قصدی تو کار نبوده
اون دسته ای هم که بدن اگه دستی رو بگیرن یا نگیرن بازم بدن
چون کسی که "بد" باشه معنی دستگیری رو نمی دونه
لابد اجباری تو کار بوده
دیگه نگین یه سری این وسط می مونن
خودتون رو توجیه نکنین
مگه می شه آدم بخواد خوب باشه و نتونه
.....
آدمها دو دسته اند
یه سری مرام دارند و یه سری ندارند
اون دسته ای که مرام دارند چه به دوستی خیانت بکنن چه نکنن راضی به این کار نبودن
پس باطنا مرام دارند
اون دسته ای هم که "بی مرام" بهشون می گیم اگه هم مرام بذارن واسمون منفعتی تو کار بوده
پس نگین من گاهی مرام دارم گاهی شرمنده می شم
دوست خوب هیچ وقت شرمنده نمی شه
.....
آدمها دو دسته اند
یه سری قانع اند و یه سری حسود
اون دسته ای که قانع اند هر چی که دارن رو می بینن
پس چیزی واسه حسودی وجود نداره
اون دسته ای که حسودند هرچی دارند نمی بینن و چششون به مال مردمه
دیگه نگین من قانع ام اما چیزای جدید می خوام
آدم قانع راضیه به هرچی که داره
.....
آدمها دو دسته اند
یه سری سفیدند و یه سری سیاه
اون دسته ای که سفیدند پاکه پاکند
نه رنگی قاتیشون می شه نه کدر می شن
اون دسته ای هم که سیاهند فقط سیاهند
نه روشنی و پاکی رو دوست دارند نه طرفش می رن
پس دیگه نگین من سفید بودم سیاه شودم
سفید آلوده نمی شه
.....
آدمها دو دسته اند
یه سری عاشقند و یه سری معنی عشق رو نمی دونن
اون دسته ای که عاشقند "عاشقند"! ببخشیدی تو کارشون نیست
جز خودشون و عشقشون چیز دیگه ای نمی بینن
نه حسودی می کنن به عشقشون
نه راضیند که دل معشوقشوند رو بشکونن
نه بی مرام می شن
نه رابطشون رو آلوده می کنن
نه خیانت می کنن
.....
آدمها .... دو دسته اند
نویسنده : شلغم چارچشم